تبليغاتX
دریچه
dariche.tk
ستاره در به در شد

شبنم به گریه افتاد

پروانه شعله ور شد

.

ما که دیگه جای خود داریم!

+  88/09/19 14:59   محسن 

من امروز خیلی خوشحال شدم

چون هنوز میتونم به یادت گریه کنم

+  88/09/13 17:37   شهاب  | 

جلوه ی عشق تو در زندگی من

همين اشكيست كه به روي سجاده

مي چكد.

 

+  88/09/09 15:12   شهاب  | 

به دنبال آئينه نگاه تو

كه كسي را كه دوست دارم

بسيار نگاه كرده اي.

                      ن.ا

+  88/09/06 20:35   شهاب  | 

این قدی که تا می شود
روی صفحه ی کاغذی
که هنوز بوی گل سینه ی تو می دهد

این بادها
دهان ها
اشک ها
حسرت ها
می وزند
گشوده می مانند
به زیر می افتند
هنوز سینه ها را می سوزانند

تا تو به یاد من آیی
و من با خودم بگویم
مثل هزار بار دیگر
که٬ نه
نمی شود٬ فراموش نخواهد شد
عشق اول!

                                                                                     علیرضا پنجه ای


- دریچه یک ساله شد، رفاقت ما ...

+  88/08/21 15:37   محسن  | 

تو فکر میکنی من از این لعنتی خوشم میاد؟؟؟

فکر میکنی از بوی گند دهنم که جلو همه تابو میشم

خوشم میاد؟؟؟

از این که جلو همه تلو تلو بخورم خوشم میاد؟؟؟

نه به خدا نه.

من تنهام.

تنها همدم من شده هین کوفتی.

من خسته شدم.

+  88/08/11 10:1   شهاب 

دانشکده مهدسی صنایع و مکانیک

پله های دانشکده

کلاس ۳۰۴

درس ۳ واحدی

ویبره ی گوشی

وان نیو مسیج

هیجان

اقا پشو از کلاس برو بیرون

(همه عاشق های سر کلاس)

 

+  88/07/20 20:25   شهاب  | 

تو کیستی که من این گونه

           با تو و بی تو بی قرارم؟؟

+  88/07/14 14:23   شهاب 

آمد درست زير شبستان گل نشست

دربين آن جماعت مغرور شب پرست
 

يک تکه آفتاب نه يک تکه از بهشت...

حالا درست پشت سر من نشسته است
 

اين بيت مطلع غزلی عاشقانه نیست

اين سومين رديف نمازی خيالی است
 

گلدسته اذان و من و های های های

الله اکبر و انا فی کل واد ... مست
 

سبحان من يميت و يحيی و لا اله

الا هو الذی اخذ العهد فی الست
 

يک پرده باز پشت همين بيت مي کشيم)

(او فکر می کنيم در اين پرده مانده است 
 

سارا سلام...اشهد ان لا اله... تو

با چشمهای سرمه ای...ان لا اله ...مست
 

دل می بری که...حی علی ...های های های

هر جا که هست پرتو روی حبيب هست
 

بالا بلند ! عقد تو را با لبان من

آن شب مگر فرشته ای از آسمان نبست
 

باران جل جل شب خرداد توی پارک

مهرت همان شب..اشهدان..دردلم نشست
 

آن شب کبو .. (کبو).. کبوتری از بامتان پريد

نم نم نما (نما) نماز تو در بغض من شکست

 

سبحان من يميت و يحيـــــــــــــی و لا اله

الا هو الـــــــــــــذی اخذ العهــــد فی الست
 

سبحان رب هر چه دلم را ز من بريد

سبحان رب هر چه دلم را ز من گســــست

 

سبحان ربی الــ... من و سارا .. بحمده

سبحان ربی الــ ... من و سارا دلش شکست
 

سبحان ربی الــ... من و سارا به هم رسیــ...

سبحان تا به کی من و او دست روی دست؟
 

زخمم دوباره وا شد و اياک نستعين

تا اهدنا الـصـ ... سرای تو راهی نمانده است
 

مغضوب اين جماعت پر های و هو شدم

افتادم از بهشــــــــــــت بر اين ارتفاع پست


يک پرده بازبین من و او کشیده اند)

(سارا گمانم آن طرف پرده مانده است
                                       محمد حسین بهرامیان

+  88/07/04 22:43   محسن  | 

سه تا چیز همیشه به داد ادم میرسه:

الکل و اس ام اس و دیدار

+  88/07/02 21:19   شهاب